پیرو این حرف، یاد موضوعی افتادم که مدتها پیش میخواستم در موردش در نویسا چیزی بنویسم:
تا حالا به این فکر کردید که نظام بانکی در کشورهای توسعه یافته چطور کار میکنه؟
به طور خلاصه اینطوریه که آقای الف برای دریافت وام با هدف راهاندازی کسب و کار جدید با توسعه کسب و کار موجود به بانک مراجعه میکنه.
بانک بعد از بررسی صلاحیت آقای الف -به این معنی که ببینه ایشون اینقدر تجربه و تخصص داره که بتونه خلق ارزش کنه و اصل پول رو برگردونه؟- با پرداخت وام موافقت یا مخالفت میکنه.
در صورت موافقت، نقدینگی در نظام بانکی خلق میشه و آقای الف وامش رو دریافت میکنه. با این وام ابزار تولید میخره و کالای مدنظرش رو تولید میکنه و با این کار، پول رو در جامعه به گردش درمیاره و به رشد اقتصاد کمک میکنه.
در نهایت وقتی جنسش رو فروخت، پول رو به بانک برمیگردونه و بانک هم پولی که خلق کرده رو امحاء میکنه تا میزان پول موجود در دست مردم از حد معینی بیشتر نشه و تورم به بار نیاد.
اما در کشور ما وضعیت طور دیگهایه:
*دریافت تسهیلات بانکی برای دلال به مراتب راحتتره تا تولیدکننده و در نتیجه، فرایند خلق و امحای نقدینگی کلا دچار مشکل میشه.
*نسبت سهم اشخاص حقیقی به حقوقی در دریافت تسهیلات به شدت زیاده و این خودش منجر به اخلال در فرآیند تأمین مالی تولید میشه.
*فرایند بازپرداخت وام دریافتی هم قابل دور زدنه و در نتیجه، امروز شاهد حضور ابربدهکاران بانکی هستیم که خودشون به رشد تورم در ایران دامن زدن.
موارد زیادی دیگری هم هست که توضیحش از حوصله خارجه...
و حرف نهایی اینه که:
تا نظام بانکی اصلاح نشه، اصلاح نظام اقتصادی در کشور ممکن نیست.
اگر به این موضوعات علاقه دارید، با لایک و کامنت بگید که بیشتر در موردش بنویسم ؛)
