اون دوره‌ای که نوروساینس برام جالب شده بود، می‌خوندم که وقتی افراد ورودی یکی از حس‌هاشون رو از دست میدن، مثلا دور از جون همگی، چشمشون نابینا میشه، اون نواحی‌ای از مغز که قبلاً مسئول پردازش اون حس بودن به نحوی آزاد (و بی‌صاحب) میشه. نتیجتا بخش‌های مجاور مثل کشورهای دیگه، هجوم میارن به سمت این سرزمین/بخش آزاد و کم‌کم دوباره کلش اشغال میشه. یعنی فرضا اگر قبل از این قضیه هزار نورون مربوط بودن به بخش شنوایی، الان یهو ممکنه هزار و پونصد یا دو هزار نورون ناحیه شنوایی رو تشکیل بدن. به خاطر همینه که می‌بینید وقتی یه نفر نابینا میشه، بقیه‌ی حواسش مثل شنوایی و لامسه به شدت قوی‌تر میشه. حالا بخشیش اینه که خودش ارادی بیشتر از اون حس‌ها استفاده می‌کنه تا جور حس از دست رفته رو بکشن و داده‌های کافی از محیط دریافت کنه، ولی بخشیش هم گویا همین مبنای نوروبیولوژیکه.

حالا فکر می‌کنم توی این قضیه هم یه اتفاق مشابهی می‌افته. نه که لزوما نواحی نورونی جابجا بشن یا تغییر کنن، ولی انگار مجموع داده‌های ورودی به مغز رو وقتی محدود می‌کنیم، تمرکزش روی بخش باقی‌مونده بیشتر میشه. یه نمونه‌ی دیگه‌ش برای من اینه که وقتی می‌خوام طعم غذایی رو بهتر حس کنم، چشمم رو می‌بندم. یا وقتی می‌خوام از روی بوی یه خوراکی مواد تشکیل دهنده یا ادویه‌هاش رو حدس بزنم. و در هر دو مورد هم موثره کاملا. 😀

@sah

به مناسبت این بازیه:

برای اینکه بتونین یه نوت یا فرکانس صدا یا فاصله موسیقایی رو بهتر حس و حفظ کنید، بهتره چشماتونو ببندید. من هر وقت نمی‌تونستم یه ملودی کوتاه رو از حفظ روی پیانو بزنم، چشمامو می‌بستم و درست می‌شد.

50
smjty
جواد طبا

@smjty

۱۴۰۵/۵/۱۸

یه بار شنیدم یه جایی؛ این که بعضی‌ها برای تمرکز کردن زبونشونو از دهنشون بیرون میارن و گاز می‌گیرن، به خاطر اینه که نویز حسگرای زبون رو حذف کنن تا تمرکز آسون‌تر بشه. این که تعریف کردی خیلی به نظرم شبیه به این مسئله بود، منتها اون در بلند‌مدته اثرش، این کوتاه‌مدت.

4
1 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول

پاسخ‌ها (1)

چه جالب آقا.

من تقریباً توی هر دوره تحصیلی یه نفر می‌دیدم که موقع حل مساله زبونشو بیرون میاره و گاز میگیره و نمی‌فهمیدم چرا 😂🤣

خیلی جالب بود.

7