یکی از شانسهایی که برای پیدا کردن یه زوج خوب برای معاشرت داریم، زن دادن این پسرهست :)) اگر شانس بیاریم و با کسی ازدواج کنه که هم من باهاش راحت باشم هم مسعود، واقعاً میتونه خیلی خوب بشه. حتی بعداً میشه یه جوری مداخلاتی کرد که نزدیک همین حوالی خونه بگیرن و رفتوآمدمون راحت باشه.
خدایا نه بخاطر خودش، بلکه بخاطر من که اینجا تنها و طفلکیام، یه زن خوشگل، مهربون، خوشاخلاق و با دستپخت خوب نصیب این پسر کن که منم از مزایاش بهرهمند بشم.
واقعاً چیزی که دلم میخواد یه رابطهی زنانهی روزمره و کمتکلفه. یه زنی که باهاش راحت باشم؛ عصرها گاهی باهم چایی بخوریم، حرف بزنیم، دور یه سفره غذا بخوریم و مهمون همدیگه بشیم، بدون اینکه هر بار قرار باشه برای دیدن هم برنامهریزی مفصل کنیم یا مهمون و میزبان رسمی باشیم.
اینجوری خیلی آسونتره تا اینکه بخوای از صفر یه زوج پیدا کنی و با هردوشون دوست بشی :) الان با یکیشون دوستی و فقط کافیه اون یکی به اندازهی کافی با ما هماهنگ باشه تا این سیستم راه بیفته.
