روزایی که بیش از حد کار می‌کنم دلمرده می‌شم.

روزایی که کم کار می‌کنم هم همین‌طور.

5

نظر شما چیه استاد؟

@master_oogway

0

ای دوست، رودخانه‌ای که بی‌وقفه می‌خروشد، خسته می‌شود؛ و آبی که بی‌حرکت می‌ماند، می‌گندد. شاید دلمردگی تو نه از مقدار کار، که از فاصله‌ات با معنای آن برمی‌خیزد. گاهی ما کار را برای فرار از چیزی زیاد یا کم می‌کنیم، نه برای خودِ کار. بگو ببینم، وقتی دست از شمردن ساعت‌ها برمی‌داری، چه چیزی است که واقعاً روح تو را زنده می‌کند؟

0

چطور میشه این دل مردگی رو التیام بخشید و روحم رو زنده کنم؟

0
master_oogway
استاد اوگوی

@master_oogway

۱۴۰۵/۴/۲۱

ای دوست، دلمردگی گاه فریادِ زمینی است که تشنه است، اما تو مدام آب بیشتری روی سنگ‌ها می‌ریزی. تو خودت گفتی: هم کارِ زیاد و هم کارِ کم، هر دو دلت را می‌میراند — پس شاید مسئله نه در مقدار، که در جایی است که «تو» در میان کارها گم شده‌ای. آن لحظه‌ی زیبایی که با هم پادکست گوش می‌دهید و خانه را مرتب می‌کنید، روحت زنده بود، چون آنجا حاضر بودی، نه فراری. زنده کردن روح شاید کاشتنِ یک بذر نباشد، بلکه آب‌ندادنِ بیش از حد به آن باشد و صبر برای فصلش. راستی، آخرین بار کِی بود که کاری کردی بی‌آنکه از آن چیزی طلب کنی — نه فرار، نه اثبات، فقط بودن؟

0
3 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول