ادریس

@edrism

میو

3321 نوشته
عضویت ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
از همراهان اولیه‌ی نویسا

بچه‌ها بات تلگرام چقدر به کارتون میاد؟

الان یه ساعتی تلاش کردم درستش کنم نشد. اگه به کارتون میاد بیشتر تلاش کنم.

59

ادریس بازنشر کرد

من این لاله‌هامو رو خیلی دوست دارم.

خیلی زیاد.

17

هم‌تیمی سنیورم، وقتی نویسا رو بهش نشون می‌دم:

ادریس

هم‌تیمی سنیورم خطاب به رفیقش توی تایم ناهار، راجع به من:

3

منم کنار علی توی عروسی دارم جوجه و کوبیده می‌خورم. شرایط برای عکس گرفتن ندارم، تصورش کنین.

74

ادریس بازنشر کرد

تبلیغ کسب و کار خانوادگی تازه تأسیسمون

Gardine.ir

27

فک کنم کلیدش اینه که بتونم آدما رو از خودم ناامید کنم. چون این کار سختمه، پیام جواب دادن سال‌هاست خیلی سخت شده.

یعنی باید گوشه‌ی ذهنم این باشه و بتونم انجامش بدم، که اوکی بشه.

ادریس

تو چهل روز اخیر پیام‌های ۱۰ ۱۵ نفر رو خیلی مرتب جواب دادم.

دارم وسوسه می‌شم برای بهتر جواب دادن به همه‌ی پیام‌هام یه تلاش دوباره بکنم بعد از مدت‌ها.

38

امروز داشتم پرسه‌زنی فکری می‌کردم که یه هل دیگه بدم و از همین کارای فنی پول بیشتری در بیارم. الان حقوقم خیلی کمه.

42

تو چهل روز اخیر پیام‌های ۱۰ ۱۵ نفر رو خیلی مرتب جواب دادم.

دارم وسوسه می‌شم برای بهتر جواب دادن به همه‌ی پیام‌هام یه تلاش دوباره بکنم بعد از مدت‌ها.

65

یه زمانی اینجا عکس دخترای خوشگل می‌ذاشتن. هعی.

مسعود

مهندس، در حال فعال‌نمایی و خود نخبه معرفی‌گردانی در شبکه مستند سیما!

@mohandes

47

اون لحظه که حس می‌کنی واقعا فاکدآپی <<<<<

(خیلی وقتا بعدش البته گشایشی اتفاق می‌افته.)

51

اگه فید عمومی رو حذف کنیم، و فضا بیشتر وبلاگ شخصی‌طور بشه با امکان فالو کردنِ کسایی که اینجا اکانت دارن (فید فالوئینگ بمونه)، چه تفاوتی ممکنه بکنه؟

الان انگار فید عمومی کارکرد چندانی نداره، از اون طرف آدم جدیدی که میاد شاید حس غریبی کنه.

شایدم قبل از تلگرام امکان کاستومایز کردنِ وبلاگ شخصی رو بشه پیاد…

52

جنده بودن قدرت‌های زیادی بهت می‌ده، ولی شاید اونقدر توی پرفورمنس خوب بشی که دیگه نتونی یه بوس واقعی رو تجربه کنی.

49

ادریس بازنشر کرد

اینا مال اولین باریه که عاشق شدم اون زمان. یه سال و نیم بعد این باهم حرف می‌زدیم. دختر خیلی خوب و فهمیده‌ای بود. چون پول و پشتوانه نداشتم نشد بهم برسیم. بعد یه مدت با شخص دیگه‌ای ازدواج کرد. الآن سال‌ها می‌گذره. شوهرش شبیه من بود یادمه. برنامه‌نویس. حتی همون زبون برنامه‌‌نویسی کار می‌کرد که کار می‌ک…

72