امروز میشه پنج روز که قند و شکر و مشتقاتشون رو از رژیم غذاییم حذف (دقیق‌تر بگم: خیلی محدود) کردم. این اولین باره که چنین کاری می‌کنم.

یکی دو روز اول یه مقدار فشار روی مغزم بود، انگار مخدرش رو یهو ازش گرفته باشم. 😂 ولی انگار کم‌کم سبک‌تر شد اثرش و عادت کرد به وضعیت جدید. الان حس میکنم در کل مغزم سبک‌تره. قند و شکر انگار یهو مغز رو Boost می‌کنن و همونقدر هم سریع افت می‌کنی. میفتی توی یه نوسان دائمی و خمودگی‌های مکرر. الان حس می‌کنم عملکرد مغزم پایدارتر شده.

قبلاً حذف یا محدود کردن نوشیدنی قندی رو تجربه کرده بودم و روی وزن و فرم بدنم تاثیر داشت. این بار گفتم یه کم دایره محدودیت رو بزرگتر کنم. برای اینکه سنگ بزرگ و نشانه‌ی نزدن نباشه، در قدم اول فقط یه محدودیت سه روزه گذاشتم. اما حال داد بهم و فعلا دارم ادامه‌ش میدم. البته میگم محدودیت خیلی سفت هم نیست، مثلاً دیشب ساندویچی خوردم که توی سسش شکر داشت. ولی به خودم آوانس دادم. به همین شکل بریم جلو ببینیم چطور میشه 😎

10

خیلی تجربه خوبیه.

من چندبار به صورت افراطی قطع کردم. با اینکه الان اونجوری نیستم و صرفا محدود شده اما دیگه اون حس رو به قند و شکر ندارم و حتا در مواردی دافعه هم داره واسم.

0

احسنت 👌🏻👌🏻👌🏻

آره منم بیشتر دنبال همینم که در انتهای مسیر عادت‌هام تغییر کرده باشه نسبت به قند و شکر.

برای منم تا اینجا تجربه‌ی خوبی بوده 😁

0
1 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول