امیدوارم حالم خوب شه و یه روز احساساتم رو دوباره عمیق حس کنم. شاید مسخره باشه ولی دلتنگ حس کردن چیزیام. دلتنگ در ساحت عقلانی. میدونم هستن ولی دسترسی ندارم بهشون. چند ساله همهچیز flat شده، مثلا شاید ۳ درصد حس کنم. خیلی کارها هم کردم که بهتر شم. ورزش. کار. مراقبه. اجتماع. دوست پیدا کردن. در حد خودم و بلوغم کاری ازم براومده انجام دادم، و اینها خوب بودن اما من خوب نشدم و عمدتا تظاهر بوده. حقیقت یکم ناامیدم از اینکه خوب شم.
یه روز شاید بیشتر در موردشون بنویسم چون اینجا تقریبا ناشناس هستم راحتترم. نیازی به نقش بازی کردن نیست.
