حمیدرضا

@hamid

72 نوشته
عضویت ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

خیلی گرونیه. عجیبه. کی تموم می‌شه این وضعیت؟ اصلا قراره زندگی یکم باثبات و عادی رو تجربه کنیم؟

انقدر هم همه در جریانن که حتی گفتن اینا حس عجیبی داره.

ولی بازم می‌گم. خیلی گرونیه. خیلی ناامیدکننده‌اس.

81

نیمه پر لیوان؟ من یه عمره خیره به لیوان خالی دارم جلو می‌رم.

43

دارم workaholic می‌شم.

85

«آقا برو عقب» 🗣

15

کشیده شدن به سکوتِ بیشتر.

32

دیشب از سر کار که برمی‌گشتم یه بستنی خودم رو مهمان کردم. با نان بیسکوئیتی. خوب بود.

82

ادامه می‌دیم، به سوختن، به ساختن، به تلاش.

73

امیدوارم حالم خوب شه و یه روز احساساتم رو دوباره عمیق حس کنم. شاید مسخره باشه ولی دلتنگ حس کردن چیزی‌ام. دلتنگ در ساحت عقلانی. می‌دونم هستن ولی دسترسی ندارم بهشون. چند ساله همه‌‌چیز flat شده، مثلا شاید ۳ درصد حس کنم. خیلی کارها هم کردم که بهتر شم. ورزش. کار. مراقبه. اجتماع. دوست پیدا کردن. در حد خود…

85

اتافم خالی شد. تقریبا همه‌چیز رو یا سوزوندم یا دور ریختم.

بعد این کامپیوترم رو خالی می‌کنم به جز چند مورد اندک، و موبایلم.

56

اینا مال اولین باریه که عاشق شدم اون زمان. یه سال و نیم بعد این باهم حرف می‌زدیم. دختر خیلی خوب و فهمیده‌ای بود. چون پول و پشتوانه نداشتم نشد بهم برسیم. بعد یه مدت با شخص دیگه‌ای ازدواج کرد. الآن سال‌ها می‌گذره. شوهرش شبیه من بود یادمه. برنامه‌نویس. حتی همون زبون برنامه‌‌نویسی کار می‌کرد که کار می‌ک…

72

چی بگم والا...

59

یه عالمه دست‌نوشته از بازه زمانی حدودا ۱۰ تا ۸ سال پیش رو دارم می‌ریزم دور و نابود می‌کنم. اینا برام جالب بودن. از اوایل یادگیریِ خودآموز برنامه‌نویسی که مطابق درکم از مطالب یه سری چیزا رو یادداشت می‌کردم. صفحه پشت صفحه پشت صفحه...

دورانی بود...

3

داستانِ کوتاهِ «کاغذ دیواری زرد» قشنگ بود. فرصت کردین بخونیدش. چند صفحه بیشتر نیست. خیلی زیبا از گوشه‌ای از مشکلات زن بودن در قالب داستان و استعاره در چند صفحه نوشته. مثل داستان‌های کارور که خیلی قشنگ از مشکلات مردها می‌نویسه. یکی از بهترین راه‌های دوستی دادنِ این دوتا جنسیت همین بازتابِ بی‌طرفانه د…

86

We could've been an almost perfect couple.

69

به Gemini گفتم اینو یجوری درست کن انگار هیچوقت نشکسته بوده (پرامپت دقیقاً همین بود). بعد الآن دیدم که انعکاس عکاس رو خودش داخل قاشق ایجاد کرده.

حمیدرضا
18

خیلی از آدمایی که دیدم واقعاً قربانیِ شرایط هستن درصد زیادی از انرژی و توان ذهنی‌شون صرف این می‌شه تو نقش قربانی فرو نرن.

50