فآنتالیمویی🍋

@fanta_limoii

به همین سادگى زندگى از دست‌هاى من مى‌گریخت.

1164 نوشته
عضویت ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
از همراهان اولیه‌ی نویسا
سنجاق‌شده

کاش وقتی یه سری تابلوها رو می‌گیری، یه دکمه هم کنارشون باشه که بخونه... مثل همین قاب.

60

آی خَشِکُم، دلبَرِکُم
ای گِپ نَزَن که بونَته

8

ینی مدرک پزشکی رو گفتی نه، مال و مَنال رو گفتی نه، فقط واسه یه ۴۰۵ مشکی؟ مگه داریم؟ مگه میشه؟

(آهنگ این ریلز اینستاگرامی رو بشنوین، متوجه میشین)

10

گویا امروز، دوز گَردِ خواب بیشتر هست (و ایضا مقاومت منم بیشتر شده)

14

لینکدین داره عجیب‌تر می‌شه. از اونجایی که دوست‌های دانشگاهیم رو بیشتر توی لینکدین می‌بینم، دیدم که همون دختره که درس خوندنش، نوع لباس پوشیدنش و حتی (خیلی) متفاوت بودنش واسم همیشه دور از شکل متداول بود، روز برنامه‌نویس رو به خودش و همسرش (که من باز هم فکر می‌کردم اون عجیب‌ترین سلیقه رو داره)، تبریک گ…

27

بعد از گشت‌وگذار، احساس کردم چقدر بین آدم‌ها غریبه‌ام و دلم برای غریبگی خودم سوخت.

43

خداقوت به پسرهای بازاری.

(چون که میز جلومبلی خریدیم و میزها رو بغل کرد گذاشت توی صندلی عقب ماشین که بابا خودش، کمرش درد می‌کنه و چیزی نمی‌تونه برداره از روی زمین)

44

هدف این آگهی‌دهنده‌های ملک از گذاشتن آهنگ سویله از احمد کایا روی فیلم خونه‌شون چیه؟ می‌خوان بگن خونه‌شون توی ترکیه‌ست؟

54

نمیدونم از کِی تا حالا دنیا بر این فرآیند می‌گذره که کسی که اول، مکالمه تلفنی رو شروع میکنه، تصمیم می‌گیره که اجبار کنه گوشی رو بدم به کسی که دستش بَند هست. [بابا دستش بَنده دیگه، ول‌مون کن...]

51

امشب قصد بیرون رفتن از خونه رو نداشتم، جز برای بازدید‌. یهو از برنامه‌ای که داشتیم، خارج شدیم. گذرمون به مغازه‌ها افتاد. از اول ماه یادم بود که تولدش، اواسط شهریورماهه، ولی وقت، خلاقیت و حوصله کافی واسه خرید کادو نداشتم. بهش گفتم به انتخاب خودت، هر چی می‌خوای بردار، من حساب می‌کنم. چند مدل از اون‌چی…

34

جدی جدی انتظار داشتم این آهنگ در سایت‌های فارسی‌زبانی که فیلتر نیست، فیلتر شده باشه.

59

بعد از مصرف نصف قرص کلداکس، چندتا مرحله هست که میخوام ازش بنویسم:

۱. اونقدر خواب خوبی رو تجربه کردم که خبری از سردرد و بی‌خوابی بعدش نبود.

۲. گوشه چشم‌هام آب جمع شده بود (و یه حس دوست‌داشته‌شدنی نسبت به خودم داشتم، نمیدونم شاید دیوونه شدم)

۳. احساس سنگینی توی پلک‌ها رو نداشتم و بعد از صبحانه خوردن هم ب…

33

شبیه‌ترین نون نسبت به نون‌های برنامه کودک ایرانی که دیدم:

14

جمعه شبیه زنگ درس پرورشی شده؛ توی جمعه همه چی اتفاق می‌افته، جز اون استراحت و کاری که باید.

29

دیگه دارم باور می‌کنم چیزی به اسم پودر خواب توی چشم‌ها می‌ریزن که باعث میشه دنیا رو ول کنم و همون لحظه چشم‌هام بره پایین و بی‌هوش بشم.

41

اینکه دیدم دوست لینکدینی‌ام، ازدواجش رو اعلام کرده، بسی خوشحالم. جالب‌ترش اینجاست که از توی همون لینکدین، با یه کپی‌رایتر خوش‌ذوق، وصلت کرده. دنیا چه زیبا شد امروز (بابت خوشحالی از ازدواج کردن دوستم)

82

واقعا این چه کاریه که با خودمون می‌کنیم؟ برای درست کردن سالاد شیرازی، پیاز خورد می‌کنیم و به‌خاطر همین پیاز، چشم بقیه رو می‌سوزونیم. سالاد شیرازی بدون پیاز هم میشه ولی خب شیرازش، دیگه شیراز اصیل نیست. چمیدونم، ولی اون پیاز (لعنتی!) رو خُرد نکنیم که بیشتر خواب‌مون بیاد.

53

کاش بدن و روحم یاد بگیره که از ساعت ۱۲ شب به بعد فکر نکنه که الان وسط روز، نسخ خواب و پلک‌های سنگین نباشم.

62

دیشب سر این ویدئو از سریال بزنگاه، تا خود صبح می‌خندیدم :))))

باید برم سریالش رو دانلود کنم و ببینم. واقعا خنده‌ام می‌گیره و شاد میشم.

40

ذکر تو از زبان من، فکر تو از جَنان من

چون برود که رفته‌ای، در رگ و در مفاصلم

#سعدی

14

ما به دشنام از لبِ شیرینِ دلبر قانعیم

#صائب_تبریزی

29